پخش زنده
امروز: -
به گزارش سرويس بين الملل خبرگزاري صداوسيما؛ پايگاه اينترنتي «موسسه امريکن انترپرايز» اعلام کرد آمريکا نبايد در دام توافق صلح با کره شمالي بيافتد.
اين انديشکده آمريکايي در گزارشي به قلم مايکل روبين نوشت:
براساس گزارش روزنامه «دونگ-آ ايلبو» کره جنوبي، کره شمالي خواهان آن است که دونالد ترامپ رئيس جمهور آمريکا با امضاي يک پيمان صلح، رسما به جنگ کره پايان دهد.
اين يک دام است. بايد اميدوار بود که ترامپ فريب آن را نخورد. به طور حتم، ايده صلح در شبه جزيره کره مطلوب به نظر مي آيد. صلح، خوب است، اينطور نيست؟
با اين حال، در اين مورد، جزئيات مهم است. زماني که آمريکا براي حفاظت از کره جنوبي در برابر تهاجم کمونيست ها، در کره مداخله کرد، اين کار را زير پرچم سازمان ملل انجام داد. بيشتر نيروهاي آمريکايي در واقع در چارچوب مرکز فرماندهي سازمان ملل فعاليت مي کنند؛ نيرويي که در آغاز جنگ در سال 1950 تشکيل شد. زماني که ژنرال ويليام هريسون سال 1953 موافقتنامه آتش بس کره را با نماينده اي از ارتش کره شمالي و «داوطلبان» چيني امضا کرد، در واقع اين کار را به نمايندگي از مرکز فرماندهي سازمان ملل انجام مي داد نه دولت آمريکا. در جريان مذاکره در خصوص آتش بس، افسران و ديپلمات هاي آمريکايي تاکيد نداشتند که کره شمالي مشروعيت کره جنوبي را به رسميت بشناسد؛ انجام اين کار مي توانست اين گفتگوهاي حساس را مختل کند.
با اين وجود، رئيس جمهور دوآيت دي آيزنهاور اميدوار بود نيروهاي آمريکايي را به کشور بازگرداند. سه ماه پس از امضاي آتش بس، مقامات چيني، کره اي و آمريکايي در پانمونجوم ديدار کردند تا درباره صلح و خروج نيروهاي آمريکايي بحث کنند. به گفته آرتور دين، سفير آمريکا، اين گفتگوها خصمانه بود. نمايندگان کره شمالي هر جمله اي را فقط پس از آن که چيني ها آن را تاييد مي کردند، مي خواندند. پس از چهار هفته، آمريکا و کره شمالي حتي نتوانستند بر سر يک دستور کار توافق کنند. کنفرانسي متعاقب آن در ژنو نيز به نتيجه اي نرسيد.
دهه هاي پس از آن، پرتنش بود. کره شمالي دست به حملاتي زد، خرابکارها را به داخل کره جنوبي فرستاد و خارجي ها را ربود. با اين حال، در بحبوحه تهديدهاي کره شمالي و خودداري اين کشور از به رسميت شناختن کره جنوبي، تعهد واشنگتن به سئول پابرجا ماند. پيونگ يانگ همچنان درباره علاقه خود به صلح و وحدت صحبت مي کرد ولي اين فرض که گفتگو بايد براساس شرايط کره شمالي باشد، همواره در لفاظي هاي اين کشور نمايان بود.
بنابر اين، ديپلماسي به ابزاري براي دستيابي به توافقي برد-برد تبديل نشد بلکه به يک راهبرد جنگ نامتقارن با هدف پيشبرد موضع راهبردي کره شمالي در عين تضعيف همزمان روابط کره جنوبي با آمريکا تبديل شد.
به همين علت است که نزديک شدن ناگهاني کيم ايل سونگ به رئيس جمهور جيمي کارتر در سال 1977 سوءظن زيادي را برانگيخت. مدت کوتاهي پس از روي کار آمدن کارتر، کيم نامه اي براي رئيس جمهور منتخب آمريکا فرستاد و پيشنهاد داد يک پيمان صلح جايگزين آتش بس شود. کارتر به اين شرط ابراز علاقه کرد که کره جنوبي نيز مشارکت داشته باشد. با اين حال، کيم ايل سونگ مخالفت کرد. وي خواهان گفتگو بود نه مصالحه. وي درخواست کرد کارتر همه نيروها را از شبه جزيره کره خارج کند. زماني که کارتر طرح خروج نيروها را متوقف کرد، کيم خشمگينانه واکنش نشان داد و رئيس جمهور آمريکا را به «فريب جهان» متهم کرد.
15 سال ديگر گذشت تا کره شمالي مجددا احتمال توافق صلح را مطرح کند. ماه اکتبر سال 1993، گري اکرمن، نماينده دموکرات کنگره آمريکا، به کره شمالي سفر کرد. وي حامل نامه اي از طرف کاخ سفيد براي گفتگوهاي تازه بود. وي با کيم ايل سونگ و ديگر مقامات ارشد ديدار کرد ولي ارزيابي اش چندان مثبت نبود.کره شمالي خواهان امتيازاتي پيش از عمل به تعهدات هسته اي خود بود. با اين حال، رابرت گالوچي معاون وزير امور خارجه آمريکا خوشبين تر بود.
خوشبختانه، رئيس جمهور بيل کلينتون ديدگاه گالوچي را رد کرد. رها کردن کره جنوبي به خاطر صلح با کره شمالي در عمل به معناي تغيير دادن نتيجه جنگ کره بود. کلينتون حتي در حالي که به گفتگو با کره شمالي ادامه داد، از اجازه دادن به اين کشور براي جايگزين کردن نمادگرايي صلح با محتواي گفتگوهاي خلع سلاح، خودداري کرد.
اين در حالي است که با تکميل چارچوب مورد توافق در سال 1994، کلينتون باقيمانده دوران رياست جمهوري خود را صرف تلاش براي کشاندن کره شمالي به سمت صلح کرد. سال 1996، کلينتون گفتگوهاي چهارجانبه بين آمريکا، چين و دو کره را پيشنهاد داد. کره شمالي چندين مخالفت مطرح کرد که همه آنها در ارتباط با اعتراض پيونگ يانگ به حضور سئول در مذاکرات بود. به همين علت است که گفتگوهاي دوجانبه اين قدر خطرناک است: زماني که آمريکا به تنهايي با کره شمالي مذاکره مي کند، پيش از حتي آغاز گفتگوها، يک پيروزي به پيونگ يانگ اعطا مي کند.
حال به امروز مي آييم. کره شمالي خواهان صلح است و مي خواهد با آمريکا مذاکره کند. به نظر مي آيد ترامپ، برخلاف کارتر و کلينتون، حاضر باشد به طور شخصي وارد گفتگو شود. تمايل کيم جونگ اون رهبر کره شمالي براي مذاکره بدون پيش شرط، چيزي نيست که در ظاهر به نظر مي آيد. هر گونه پيمان صلح به کار مرکز فرماندهي سازمان ملل که به حضور آمريکا در کره شمالي مشروعيت و رسميت مي بخشد، پايان مي دهد. در واقع، دولت ترامپ امنيت يک متحد مهم آمريکا و يکي از پوياترين اقتصادهاي شرق آسيا را با وعده خلع سلاح هسته اي کره شمالي، مبادله مي کند، وعده اي که کره شمالي بارها شکسته است.
صلح، در صورتي که ساده لوحانه به دست آيد، مي تواند کوتاه ترين مسير به سمت جنگ باشد.